راستش را بخواهی
فاجعه ی رفتن "تو"
چیزی را تکان نداد . . .
من هنوز هم چای میخورم...
قدم میزنم...
هستم!
اما...
تلخ تر ...
تنهاتر ...
بی اعتمادتر...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:47 توسط neda
|